آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

آوینا کوچولوی مامان زهراو بابامهدی

اولین ها

 91/03/29دخترم برای اولین بار سینه خیز رفت   91/04/21 بدون کمک نشست  91/06/13  دخترم  مدتی بود دیگه سینه خیز نمیرفتی فکر کردم فراموش کردی ولی امروز دوباره و باسرعت سینه خیز رفتی.   91/06/15  عزیزم بلافاصله بعد از سینه خیز رفتن شروع به چهار دست و پا رفتن کردی.فدای دختر زرنگم. 91/07/17  امروز دستتو به میز گرفتی و چند قدم راه رفتی. 91/08/24 امروز دخترم یازده ماهه شد و اولین دندانش را هم دیدم.یه جشن دندونی کوچولو هم گرفتیم.  اینم عکسش      اینم آش دندونی       ...
19 شهريور 1392

خاطره زایمان

داستان به دنیا آمدن آوینای مامان و بابا  عزیزم من تا روز 24 آذر یعنی روز به دنیا آمدنت سر کار بودم چند روزی بود دکتر بهم گفته بود ضربان قلب جوجه کوچولوی مامان منظم نیست و هرشب توی بیمارستان NST میکردم تا از سلامت دختر قشنگم مطمئن باشم. پنج شنبه 24 آذر اومدم سر کار تا همه کارهامو تحویل بدم و هماهنگ کنم تا اگر قرار شد شما زودتر بیایین دیگه توی شرکت مشکلی پیش نیاد. ساعت 12 از شرکت رفتم بیمارستان برای نوار NST توی بیمارستان صدوقی . خیلی شلوغ بود تنها بودم و خیلی سخت بود وقتی ساعت 3 جواب NST را گرفتم خیلی ترسیدم چون گفتند احتمال زایمان زودرس هست. رفتم بخش بیمارستان و منتظر شدم دکتر بیاد و نتیجه را ببینه تا ساعت 5 منتظر شدم و دکتر نیومد خیل...
19 مهر 1391

نوروز 91

دختر قشنگم امسال عید برای من خیلی متفاوت بود فرشته کوچولوی زندگیم کنار سفره هفت سین پیشم بود .خدارو هزاران مرتبه شکر بخاطر این هدیه قشنگ.   ...
1 مرداد 1391
1